کلیساهای کاتولیک شرقی (Doğu Katolik Kiliseleri) طی سدههای بسیار، از دل اتحادهای جداگانه با رم (Roma)، اختلاف بر سر مقام پاتریارکی و تغییرات دینی و سیاسی محلی شکل گرفتند. آنها آیینهای شرقی خود را حفظ کردند، چون اشتراک کلیسایی با رم اجازه میداد مناسک عبادی و مقررات کلیساییشان در کنار پذیرش اقتدار پاپ ادامه پیدا کند. امروزه این مجموعه شامل 23 کلیسای خودگردان است که نمایندهٔ پنج سنت تاریخیِ آیینیاند.
گاه آغاز یک اتحاد، انتخاب پاتریارکی بود که بر سر آن اختلاف وجود داشت؛ مانند آنچه برای کلدانیها (Keldaniler) و ملکاییها (Melkitler) رخ داد. گاهی هم درخواستهای صریح برای حفظ عبادت و حوزههای اسقفی بخشی از مذاکرات بود؛ مانند مذاکرات مالانکارا (Malankara). اگر شما این مسیرهای متفاوت را دنبال کنید، میبینید چرا تاریخ کاتولیکهای شرقی هم داستان حفظ سنتهاست و هم داستان فشار برای تغییر آنها.
چرا کلیساهای کاتولیک شرقی با یک رویداد واحد تأسیس نشدند؟
این 23 کلیسای کاتولیک شرقی را sui iuris مینامند؛ یعنی هرکدام قوانین خاص خود را دارند. وجه مشترکشان اشتراک کامل کلیسایی با اسقف رم است. اما هرکدام از مسیر رویدادهای متفاوتی به این رابطه رسیدهاند. مارونیها (Maruniler) در 1182 اشتراک کلیسایی خود را رسماً تأیید دوباره کردند. گروه مرتبط با مار ایوانیوس (Mar İvanios) در 1930 به اشتراک کلیسایی کاتولیک پیوست.
شکاف گستردهتر میان کلیساهای لاتین و بیزانسی (Bizans) نیز بهتدریج شکل گرفت. تکفیرهای متقابل در 1054 به نشانهٔ نمادین این جدایی تبدیل شد. بنا بر روایت CNEWA، غارت قسطنطنیه (Konstantinopolis) به دست صلیبیها در 1204 این جدایی را در ذهن مردمان شرق قطعی کرد. این رویدادها زمینهٔ تلاشهای بعدی برای اتحاد دوباره را فراهم میکنند.
تلاش برای اتحاد عمومی به وحدتی پایدار نرسید. شورای دوم لیون (İkinci Lyon Konsili) در 1274 و شورای فرارا–فلورانس (Ferrara–Floransa Konsili) در 1438–1439 نتوانستند اشتراک کلیسایی پایداری میان کلیساهای لاتین و بیزانسی برقرار کنند. در نتیجه، اتحادهای محلیِ بعدی مسیرهای خاص خود را پیمودند.
سیر تاریخ مارونیها نشان میدهد چرا نمیتوان برای همهٔ این جوامع یک تاریخ تأسیس تعیین کرد. پس از تأیید رسمیِ اشتراک کلیسایی در 1182، پاتریارک ارمیا دوم عمشیتی (II. Yeremya el-Amşiti) در 1215 در شورای چهارم لاتران (Dördüncü Lateran Konsili) شرکت کرد. بستر این تاریخ با اتحادهای برست (Brest) یا اوژگورود (Ujhorod) متفاوت بود.
اتحادها با رم در چه شرایط سیاسی و دینی شکل گرفتند؟
اختلاف بر سر رهبری میتوانست راهی به سوی رم باز کند. در 1552، اسقفهای مخالفِ جانشینی موروثی پاتریارک در کلیسای شرق (Doğu Kilisesi)، یوحنا سولاقا (Yuhannan Sulaka) را انتخاب کردند. او خواستار اشتراک کلیسایی با رم شد. پاپ ژولیوس سوم (III. Julius) در 9 آوریل 1553 در کلیسای سن پیترو (Aziz Petrus Bazilikası) به او دستگذاری اسقفی داد.
در سرزمینهای اوکراین (Ukrayna)، اتحاد پس از اتحاد لهستان–لیتوانی (Polonya–Litvanya) در 1569 و در میان اولویتهای دینیِ رقیب شکل گرفت. یسوعیها (Cizvitler) از اشتراک کلیسایی با رم بهعنوان راهی برای محدود کردن گسترش پروتستانتیسم حمایت میکردند. برخی مسیحیان ارتدکس نیز همین پیشنهاد را راهی برای بهبود جایگاه روحانیان و حفاظت از سنتهای بیزانسی میدیدند.
فرایند برست در 1595–1596، اشتراک کلیسایی میان استان کلیساییِ متروپولیتی کییف (Kiev) و رم را اعلام کرد. پذیرش آن محل اختلاف بود. درگیریهای خشونتآمیز میان موافقان و مخالفان در پی آمد. حفاظت از سنتهای شرقی میتوانست دلیلی برای اتحاد باشد، در حالی که خودِ اتحاد جوامع را دچار انشقاق میکرد.
مجارستانِ کاتولیک (Macaristan) بستر سیاسی دیگری فراهم کرد. فعالیتهای تبلیغ دینی که در میان جمعیت ارتدکس آن حمایت میشد، زمینهساز پذیرش 63 کشیش روسین (Rusin) در اشتراک کلیسایی کاتولیک در اوژگورود، در 24 آوریل 1646 شد. اینجا نیز شرایط محلی به توافق شکل داد.
جدایی ملکاییها با رقابت بر سر بهرسمیتشناختن کلیسایی و سیاسی همراه بود. در انتخابات پاتریارکی انطاکیه (Antakya) در 1724، حامیان کاتولیک در دمشق (Şam)، سیریل ششم (VI. Kiril) را برگزیدند. مقامات عثمانی (Osmanlı) رقیب او، سیلوستر (Silvester)، را به رسمیت شناختند. پاپ بندیکت سیزدهم (XIII. Benedikt) در 1729 سیریل را به رسمیت شناخت و به جدایی کاتولیکهای ملکایی صورت رسمی داد. اگر شما به تاریخ عثمانیِ ترکیه (Türkiye) علاقه دارید، این نمونه پیوند مستقیم وابستگی کلیسایی با بهرسمیتشناختن از سوی امپراتوری را نشان میدهد.
مذاکرات میتوانست حفظ سنتها را به شرطی صریح تبدیل کند. اسقفهای ارتدکس مالانکارا که در 1926 گفتوگو با رم را آغاز کردند، خواستار حفاظت از آیینها و حوزههای اسقفی خود شدند. در 20 سپتامبر 1930، دو اسقف، از جمله مار ایوانیوس، و سه نفر دیگر به اشتراک کلیسایی کاتولیک پیوستند.
سنتهای کاتولیک شرقی، ارتدکس شرقی و کلیسای شرق چه تفاوتی دارند؟
اشتراک کلیسایی و سنت آیینی، دو بخش جداگانهٔ این توضیحاند. کلیساهای کاتولیک شرقی اقتدار پاپ را میپذیرند و در عین حال شیوهها و زبانهای شرقیِ عبادت را حفظ میکنند. پنج سنت تاریخیِ آیینیِ آنها عبارتاند از اسکندرانی (İskenderiye)، ارمنی (Ermeni)، بیزانسی، سریانی شرقی (Doğu Süryani) و سریانی غربی (Batı Süryani). بنابراین، این 23 کلیسا نمایندهٔ 23 خانوادهٔ آیینی جداگانه نیستند.
طبقهبندی رونالد رابرسون (Ronald Roberson) در CNEWA، کاتولیکهای شرقی را از کلیسای آشوری شرق (Doğu Asur Kilisesi)، کلیساهای ارتدکس مشرقی (Oryantal Ortodoks Kiliseleri) و کلیساهای ارتدکس شرقیِ دارای سنت بیزانسی (Doğu Ortodoks Kiliseleri) متمایز میکند. اینها خانوادههای کلیسایی جداگانهاند. اگر شما با واژهٔ «شرقی» روبهرو شوید، این واژه بهتنهایی رابطهٔ یک کلیسا با رم را مشخص نمیکند.
تعالیم کاتولیک، حیاتِ مبتنی بر اسرار مقدس را در کلیساهای شرقیِ جدا از رم نیز به رسمیت میشناسد. بند 15 سند Unitatis Redintegratio از شورای دوم واتیکان (İkinci Vatikan Konsili) میگوید جانشینی رسولی، کهانت حقیقی و اسرار مقدس عشای ربانیِ آنها را حفظ میکند. بند 16 حق آنها را برای پیروی از قوانین و سنتهای خود میپذیرد.
آیینها، قوانین کلیسایی و سنتهای محلی چگونه حفظ شدند یا تغییر کردند؟
اجازهٔ حفظ عبادت شرقی، همزمان با الهیاتی گسترش یافت که بر اقتدار پاپ بر همهٔ کلیساهای محلی تأکید میکرد. CNEWA این تحولات را در کنار یکدیگر شرح میدهد. بنابراین، اشتراک کلیسایی میتوانست مناسک عبادی و مقررات کلیسایی شرقی را با پذیرش اقتدار مستقیم رم همراه کند.
حفظ سنتها در عمل یکدست نبود. شورای دیامپر (Diamper Sinodu) در 1599، به هدایت اسقف اعظم پرتغالیِ گوا (Goa)، رسوم لاتین را در میان مسیحیان توما (Thomas Hristiyanları) در هند (Hindistan) وارد کرد. این رسوم شامل جامههای روحانی به سبک رومی، تغییر در عبادت و تجرد روحانیان بود. تداوم یک جامعهٔ شرقی تضمین نمیکرد که همهٔ رسوم بهارثرسیدهٔ آن دستنخورده بماند.
اصلاحات بعدیِ کلیسای سیرو–مالابار (Süryani-Malabar) به منابع سریانی شرقی روی آورد. پیوس یازدهم (XI. Pius) این اصلاحات را در 1934 آغاز کرد. پیوس دوازدهم (XII. Pius) در 1957 آن را تأیید کرد و مناسک بازنگریشدهٔ عشای ربانی در 1962 به کار گرفته شد. این روند نشان میدهد تغییرات عبادت شرقی میتوانست بعدها بر پایهٔ سنت تاریخیِ خودِ آن بازنگری شود.
شورای دوم واتیکان صریحاً از حفظ و احیای سنتها حمایت کرد. سند Orientalium Ecclesiarum که در 21 نوامبر 1964 صادر شد، شأن برابر آیینهای شرقی و غربی را تأیید کرد. بندهای 5–6، ادارهٔ کلیسا بر پایهٔ مقررات شرقی را هم حق و هم وظیفه دانستند. همچنین خواستار بازگشت به سنتهای نیاکان شدند، هرجا که شرایط تاریخی باعث فاصله گرفتن از آنها شده بود.
اقتدار درون کلیساهای شرقی نیز بخشی از این چارچوب باقی ماند. بند 9 اختیار پاتریارکها و شوراهای اسقفیِ آنها را برای تأسیس حوزههای اسقفی و انتصاب اسقفها در قلمرو پاتریارکیشان به رسمیت شناخت. در عین حال، حق مداخلهٔ پاپ را نیز محفوظ دانست.
مجموعه قوانین کلیساهای شرقی (Doğu Kiliseleri Kanunları) در 1990، نخستین تدوین مشترک قوانین آنها را فراهم کرد. در عین حال، به هر کلیسا اجازه داد مقررات و قوانین داخلیِ خود را حفظ کند. مواد 27–28 میان کلیسا، بهعنوان جامعهای دارای سلسلهمراتب، و آیین، بهعنوان میراثی عبادی، الهیاتی، معنوی و انضباطی، تمایز میگذارند. نهاد کلیسا و سنت آن به یکدیگر مرتبطاند، اما دو مفهوم متفاوتاند.
گاهشمار
- 1054: تکفیرهای متقابل، نشانهٔ شکاف لاتین–بیزانسی میشوند.
- 1182: مارونیها اشتراک کلیسایی با رم را رسماً تأیید دوباره میکنند.
- 1204: صلیبیها قسطنطنیه را غارت میکنند و شکاف عمیقتر میشود.
- 1274: شورای دوم لیون برای اتحادی تلاش میکند که دوام نمیآورد.
- 1438–1439: فرارا–فلورانس در برقراری اتحاد دوبارهٔ عمومی و پایدار ناکام میماند.
- 1553: یوحنا سولاقا در رم دستگذاری اسقفی دریافت میکند.
- 1595–1596: فرایند برست، اتحاد استان کلیساییِ متروپولیتی کییف با رم را اعلام میکند.
- 1599: دیامپر رسوم لاتین را در میان مسیحیان توما وارد میکند.
- 1646: در اوژگورود، 63 کشیش روسین به اشتراک کلیسایی کاتولیک میپیوندند.
- 1724–1729: ادعاهای رقیب بر سر مقام پاتریارکی و بهرسمیتشناختن از سوی پاپ، جدایی کاتولیکهای ملکایی را رسمی میکند.
- 1736: شورای جبل لبنان (Lübnan Dağı Sinodu) به قوانین و حوزههای اسقفی مارونی سامان میدهد.
- 1830: بهرسمیتشناختن یوحنا هرمزد (Yuhannan Hormizd)، پاتریارکی کاتولیک کلدانی را تثبیت میکند.
- 1930: مار ایوانیوس و چهار همراهش به اشتراک کلیسایی کاتولیک میپیوندند.
- 1946: زیر فشار شوروی (Sovyetler Birliği)، نشست لویو (Lviv) به اشتراک کلیسایی کاتولیکهای اوکراین با رم پایان میدهد.
- 1964: شورای دوم واتیکان سنتهای شرقی و شأن برابر آیینها را تأیید میکند.
- 1990: مجموعهٔ مشترک قوانین کلیسایی کاتولیکهای شرقی منتشر میشود.
- 1993: بالامند (Balamand)، اتحادگرایی با رم یا «اونیاتیسم» را بهعنوان الگوی وحدت در آینده رد میکند و همزمان کلیساهای کاتولیک شرقیِ موجود را به رسمیت میشناسد.
جزئیاتی که در کتابهای راهنما پیدا نمیکنید
ابتکار سولاقا به تداوم بیوقفهٔ یک نهاد نینجامید. شاخهای که او بنیان گذاشت، بعدها از رم جدا شد. سازمان کلیسای کاتولیک کلدانی زمانی ثبات یافت که پیوس هشتم (VIII. Pius) در 5 ژوئیهٔ 1830 یوحنا هرمزد را بهعنوان پاتریارکِ مستقر در موصل (Musul) تأیید کرد.
روند برست نیز در همهٔ حوزههای اسقفی یکسان پیش نرفت. پرِمیشل (Przemyśl) در 1692 اتحاد را پذیرفت و لویو در 1700 به آن پیوست. این مراکز تاریخیِ کلیسای کاتولیک یونانی اوکراین (Ukrayna Rum Katolik Kilisesi)، تقریباً یک سده پس از فرایند اولیهٔ برست این تصمیم را پذیرفتند.
ساختار ادارهٔ کلیسای مارونی، پس از تأیید دوبارهٔ اشتراک کلیسایی، بهطور چشمگیری سامان یافت. شورای جبل لبنان در 1736 مجموعهای تقریباً کامل از قوانین کلیسایی تهیه کرد. همچنین نخستین ساختار منظم حوزههای اسقفی این کلیسا را ایجاد کرد.
پیوند این تاریخ با زندگی روزمره را میتوان در خانوادههای روحانیان دید. بسیاری از کلیساهای کاتولیک شرقی مردان متأهل را به مقام کشیشی میپذیرند، اما آنها را به مقام اسقفی نمیپذیرند. اگر شما کشیشیِ کاتولیک را با تجرد پیوند میدهید، این مقررات شرقی نشان میدهد که در چارچوب اشتراک کلیسایی با رم، ترتیبات متفاوتی ممکن است.
چرا این تاریخ همچنان محل اختلاف است؟
CNEWA این انتقاد ارتدکسها را ثبت میکند که اتحادهای محلی با رم، جوامع ارتدکس را دچار انشقاق کردند. همچنین تأکید میکند که مبلغان کاتولیک آغازگر همهٔ اتحادها نبودند. اختلاف بر سر رهبری در ماجرای سولاقا و درخواستهای اسقفهای مالانکارا برای حفظ سنتهایشان، مسیرهای محلی متفاوت به سوی اشتراک کلیسایی را نشان میدهند.
اجبار سیاسی میتوانست وابستگی رسمی کلیسایی را نیز معکوس کند. مقامات شوروی در آوریل 1945 اسقفهای کاتولیک اوکراین را بازداشت کردند. سپس نشستی که در مارس 1946 در لویو برگزار شد، به اشتراک کلیسایی با رم پایان داد و این کلیسا را در کلیسای ارتدکس روسیه (Rus Ortodoks Kilisesi) ادغام کرد.
سند بالامند، مورخ 23 ژوئن 1993، به این میراث مورد اختلاف پرداخت. کمیسیون مشترک کاتولیک–ارتدکس، اونیاتیسم را بهعنوان روش و الگوی وحدت در آینده رد کرد. همزمان، حق کلیساهای کاتولیک شرقیِ موجود برای ادامهٔ حیات و خدمت به جوامع خود را صریحاً به رسمیت شناخت.
پرسشهای متداول
آیا همهٔ کلیساهای کاتولیک شرقی همزمان به رم پیوستند؟
خیر. تاریخ آنها شامل تأیید مارونیها در 1182، برست در 1595–1596، اوژگورود در 1646 و پذیرش گروه مالانکارا در 1930 است.
چرا اشتراک کلیسایی با رم، ادامهٔ آیینهای شرقی را ممکن کرد؟
برداشت حاکم بر اتحاد به مسیحیان شرقی اجازه میداد مناسک عبادی و مقررات کلیسایی خود را ادامه دهند. شورای دوم واتیکان بعدها شأن آیینهای شرقی و سنتهای نیاکان را تأیید کرد.
آیا عبادت کاتولیکهای شرقی همیشه بدون تغییر ماند؟
خیر. دیامپر در 1599 رسوم لاتین را وارد کرد. اصلاحات بعدیِ سیرو–مالابار، عبادت را بر پایهٔ منابع سریانی شرقی احیا کرد و مناسک بازنگریشدهٔ عشای ربانی در 1962 به کار گرفته شد.
آیا هر کلیسای کاتولیک شرقی آیین جداگانهای دارد؟
خیر. 23 کلیسای خودگردان و پنج سنت تاریخیِ آیینی وجود دارد. مجموعه قوانین 1990 میان نهاد یک کلیسا و میراث آیینی آن تمایز میگذارد.
منابع
- ویکیپدیا — کلیساهای کاتولیک شرقی en.wikipedia.org
- ویکیپدیا — کلیساهای کاتولیک شرقی tr.wikipedia.org
- CNEWA، رونالد رابرسون — مقدمه cnewa.org
- CNEWA — کلیساهای کاتولیک شرقی cnewa.org
- CNEWA — کلیسای کاتولیک مارونی cnewa.org
- CNEWA — کلیسای کاتولیک کلدانی cnewa.org
- CNEWA — کلیسای کاتولیک اوکراین cnewa.org
- CNEWA — کلیساهای کاتولیک روتنی cnewa.org
- CNEWA — کلیسای کاتولیک ملکایی cnewa.org
- CNEWA — کلیسای کاتولیک سیرو–مالانکارا cnewa.org
- CNEWA — کلیسای کاتولیک سیرو–مالابار cnewa.org
- شورای دوم واتیکان — Orientalium Ecclesiarum vatican.va
- شورای دوم واتیکان — Unitatis Redintegratio vatican.va
- کمیسیون مشترک بینالمللی گفتوگوی الهیاتی میان کلیسای کاتولیک و کلیسای ارتدکس — سند بالامند christianunity.va
FAQ
چند کلیسای کاتولیک شرقی وجود دارد؟
23 کلیسای کاتولیک شرقیِ دارای حقوق مستقل، یا sui iuris، در اشتراک کامل کلیسایی با اسقف رم هستند. این کلیساها نمایندهٔ پنج سنت تاریخیِ آیینیاند.
چرا کلیساهای کاتولیک شرقی آیینهای شرقی را حفظ کردند؟
اتحاد با رم به مسیحیان شرقی اجازه داد مناسک عبادی و مقررات کلیسایی خود را حفظ کنند. شورای دوم واتیکان بر شأن برابر آیینهای شرقی و غربی تأکید کرد و از بازگشت به سنتهای نیاکان پشتیبانی کرد.
آیا کلیساهای کاتولیک شرقی و ارتدکس شرقی یکی هستند؟
اینها خانوادههای کلیسایی متفاوتی هستند که رابطهشان با رم آنها را از یکدیگر متمایز میکند. کلیساهای کاتولیک شرقی اقتدار پاپ را میپذیرند و در عین حال سنتهای شرقی خود را حفظ میکنند.
آیا کشیشهای کاتولیک شرقی میتوانند متأهل باشند؟
بسیاری از کلیساهای کاتولیک شرقی مردان متأهل را به مقام کشیشی میپذیرند. آنها مردان متأهل را به مقام اسقفی نمیپذیرند.
Image: Catholic Liturgical Rites Chart.png — EXANXC, CC BY-SA 4.0






